أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
254
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
كرد كه تو . پيام رسانى به من گفت كه تو غضب كردى كه خداى از خشم تو كفايت كند . « 1 » وى از نيروى جسمى بالايى برخودار بود ، چنان كه خواهرش نيز چُنان بود . يكبار خواهرش چند درهم فرستاد تا براى او گندم بخرد . وى دراهم را چندان له كرد كه خطوط روى آن از ميان رفت . سپس گندم را همراه آن دراهم نزد خواهرش فرستاد تا او تصوّر كند كه دراهم او ناسالم بوده است . خواهر نكته را دريافت . مشتى از گندمها را گرفت و چندان له كرد كه آرد شد . سپس آن را نزد بردارش فرستاد و به او فهماند كه گندم ناسالم است . خواهر در بلاغت نيز همطراز او بود همانطور كه در قدرت جسمى . « 2 » در دوران حكومت ابوالفتوح ، در بسيارى از سالها ، حجاج از حج منع شدند و اين به دليل درگيرىها و فتنههايى بود كه در مكه بود . همين طور شورش برخى از قبايل باديه نشين و راهزنى آنان عامل ديگر اين وضعيت بود . « 3 » شكر بن ابىالفتوح با درگذشت ابوالفتوح در سال 430 پسرش محمد شكر جانشين وى گرديد . او هم در شجاعت همانند پدرش بود . وى با حسينيون مدينه كه قصد شورش بر ضد وى را داشتند جنگيده « 4 » بر آنان غلبه كرد و مدينه را به حكومتش افزود . همچنين بسيارى از شورشيان باديه نشين را تنبيه كرد . وى نيز شاعر بود و از اشعارش اين است : خيمههايت را در زمينى كه به آن اهانت مىشود ، ويران كن ، و از ذلّت كناره بگير كه بايد از ذلّت كناره گرفت . وقتى كه در جايى مَنْقَصتى هست بانگ رحيل بردار ، چرا كه دستمال خيس هم در
--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 2 ، ص 220 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 225 . ( 4 ) . اينان بنوالحسين بن على بن ابى طالب هستند و امروزه در حجاز به سادات معروفند .